وب سایت شخصی سعید آبسالان

ایلام دهلران
وب سایت شخصی سعید آبسالان
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوش خود را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

...............................................
از روزگار پرسیدم
با آنهایی که با زندگی و احساساتم بازی کردند چه کنم؟
گفت :
آنها را به من واگذار کن که چرخ روزگار، بالا و پایین بسیار دارد
...............................................
استاد گفت: با دوست جمله بساز !
خندیدم.....
چون نمیدانست.....
با دوست دنیـــا میسازن نه جمله...!
..............................................
چه بی رحمانه تمام آرزوهای کودکــی مان را
به دار قصــاص آویختیم
به حکم بزرگ شدنمان !
.............................................
برخی از انسان ها دردهای خود را دوست دارند و از ترکیب دردهای خود قصه هائی ساخته اند که به نظر آن ها ، قصه زندگی آن ها است . در صورتی که آنها اصلا زندگی نداشته اند که قصه ای برای آن بنویسند . زندگی قصه ندارد
انسان های خوشبخت واقعی ، قصه ای ندارند. قصه مال من ذهنی است . زندگی رها کردن و بخشیدن و دادن و گذشتن است
.............................................
اتفاق هر چه که باشد، در این جهان بیفتد، ما چاره‌ای جز تسلیم نداریم دنبال سبب و علت نباید باشیم
هر چیزی که با آن هم هویت شده‌ایم و از آن زندگی‌ می‌خواهیم بت ما میشود و ما بت پرست می‌شویم
هر موقع که درد می‌کشیم باید به آن نگاه کنیم و ببینیم با چی‌ هم هویت شده‌ایم، آن را پیدا کرده و بیرون بیندازیم
ما با ترمز مقاومت و ستیزه به جای نمی رسیم
نزدیکترین راه برای رسیدن به خدا یا زندگی‌، عشق و پراکندن آن در دنیاست
وقتی‌ کسی‌ را می‌بخشیم آزاد می‌شویم و به فضای خدا میرویم
یکی‌ از بدبخترین آدمها آنهایی هستند که لذتهای دنیوی را معنی‌ شادی برای خودشان می‌دانند

.............................................
ایمیل سایت
saedabsalan@rayana.ir
سعید آبسالان
کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی
پیوندهای روزانه
پیوندها
تبادل لینک
Iranbloglist.com

خواندن ذهن شما



يک عدد بين 1 تا 63 انتخاب کنيد، من قادرم با 6 بار حدس زدن ذهن شمارو بخونم!!!


blogکد بازی تمرکز حواس


وبلاگ-کد لوگو و بنر


وبلاگ-کد لوگو و بنر
طبقه بندی موضوعی


Google

در این سایت
در كل اينترنت
ليست وبلاگهای به روز شده
شاید مطلع باشید که در تاریخ 31/4/1391  با تصویب اصلاحیه بند ج ماده 18 آیین نامه اجرایی موضوع ماده 6 نحوه اجرای محکومیتهای مالی، مصوب 1378 توسط رئیس قوه قضائیه، پرسش هایی راجع به بازداشت محکومان مالی و نحوه­ی اجرای قوانین مربوط در جامعه حقوقی کشور مطرح شده است. مهم ترین پرسش این است که آیا از این پس می توان محکومان مالی را بازداشت کرد؟ چگونه؟ در ادامه مطلب متن این مصوبه آورده و سپس توضیح کوتاهی ارائه می شود:

اصلاحیه بند ج ماده 18 آیین نامه اجرایی موضوع ماده 6 نحوه اجرای محکومیتهای مالی، مصوب 1378

      در اجرای ماده 6 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، مصوب 1377 و با توجه به تعبیر «ممتنع» و نیز «در صورتی که معسر نباشد» در ماده 2 قانون مذکور و نظر به فتوای حضرت امام خمینی قدس سره و رهنمودهای اخیر مقام معظم رهبری مدظله العالی در همایش قوه قضاییه، بند ج ماده 18 آیین نامه نحوه اجرای محکومیتهای مالی به شرح زیر اصلاح می گردد:

      «ج ـ در سایر موارد چنانچه ملائت محکوم علیه نزد قاضی دادگاه ثابت نباشد، از حبس وی خودداری و چنانچه در حبس باشد آزاد می شود.

      تبصره ـ در صورتی که برای قاضی دادگاه ثابت شود محکوم علیه با وجود تمکن مالی از پرداخت محکوم به خودداری می کند، با درخواست محکوم له و با دستور قاضی دادگاه، تا تأدیه محکوم به حبس می شود.»

موضوع به رغم آنکه از پیچیدگی نسبی برخوردار است و تبیین جنبه های مختلف حقوقی و فقهی آن به این سادگی میسر نیست، اما توجه به نکات ساده زیر بسیاری از ابهامات را می زداید:

1-      آئین نامه هیچگاه نمی تواند ناسخ قانون مصوب نهاد قانون گذاری کشور باشد و قطعا ریاست محترم قوه قضائیه نیز با چنین مقصودی دست به اصلاح آئین نامه مربوط نزده اند، بنابراین هر گونه برداشتی از آئین نامه مورد گفت گو باید در چارچوب قوانین موضوعه کنونی باشد.

2-      برخی از قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی به ویژه ماده 3 آن «اصل ملائت» را برداشت می کنند و تصور می نمایند که قانون گذار اصل را بر ملائت نهاده مگر خلاف آن اثبات شود. در حالی که با بررسی متون فقهی که ظاهرا قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی، مصوب 1378 با توجه به فقه اسلامی تصویب شده است، معلوم می شود که چنین اصلی وجود ندارد بلکه در فقه اسلامی بین دیون ناشی از تعهدات معوض(مالی) و دیون غیر معوض مانند خسارات و دیه تفکیک شده است. بنابراین اگر کسی در معامله ای ما به ازاء مالی دریافت داشته و بدهکار شده اما اینک ادعای اعسار می کند، در باره او اصل ملائت جاری است و او باید اعسار کنونی و از دست رفتن ما به ازائی را که اخذ نموده اثبات کند. در حالی که در باره کسی که باعث ورود خسارتی شده وضع متفاوت است. از آنجا که انسان در بدو تولد ملی و دارا به دنیا نمی آید بنابراین اصل ملائت در باره چنین شخصی جاری نمی شود. آری اگر او انسان دارا و مال داری بوده و این وضع او محقق و مسلم باشد ولی اکنون ادعای اعسار می کند، باز هم باید اعسار خود را ثابت کند وگرنه وضع سابق او استصحاب می شود.

در نتیجه شاید بتوان گفت مهم ترین هدف و پیام اصلاحیه مورد گفت گو توجه به این تفکیک معقول و قابل دفاع فقهی است که همواره به عنوان زیربنای قوانین موضوعه ما به ویژه در موارد ابهام و اجمال باید مورد مراجعه و دقت باشد.

3-      با توجه به توضیحات بالا هیچگاه نباید تصور کرد پس از اصلاحیه یاد شده در قواعد شکلی دادرسی مانند لزوم طرح دعوای اعسار از سوی مدعی آن، آن هم به موجب دادخواست که در قوانین موجود مانند قانون اعسار سال 1313 آمده است، تغییری ایجاد شده اس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی